چرا تشکل کارگری ضروری است؟
پویان نجفی
اخراج گسترده کارگران به بهانه های مختلف، جان باختن و معلولیت هر روزه کارگران به خاطر عدم وجود امنیت در محیط کار، دستمزدی که کفاف زندگی متعارف را به کارگران نمی دهد، قراردادهای سفید امضا و ده ها مشکل دیگر از این دست در زندگی کارگران به مسائلی عادی و البته دردناک تبدیل شده است.
از طرف دیگر این کار کارگران است که تمامی مواهب مادی و معنوی زندگی را ایجاد می کند. کلیه وسایل زندگی و کلیه خدمات مربوط به آن از طریق نیروی خلاقانه ی کارگر تامین می شود.
در این جا این سوال مهم و اساسی مطرح می شود که چرا با این که کارگران خود به وجود آورنده تمامی مواهب مادی و معنوی یک جامعه هستند، خود کمترین بهره را از این مواهب می برند؟
پاسخ این سوال در این نکته نهفته است که صاحبان سرمایه و ابزار تولید هم واره در پی کسب سود بیشتر هستند و این سود بشتر شان در گرو بهره کشی بیش از پیش از ارزشی است که کارگران به وسیله نیروی کارشان که بخشی از وجود و جان و تن شان است، تولید می کنند.
در این شرایط کارگران در برخورد با این وضعیت راه حل های گوناگونی را برمی گزینند. که بنا به انتخاب هر کدام از این روش ها به دسته های مختلفی تقسیم می شوند.
دسته اول کارگرانی هستند که با پذیرفتن این نظم غیر انسانی که توسط صاحبان سود و سرمایه بر آنان تحمیل گشته است، تنها می خواهند با اتکا به تلاش فردی شان پله های رشد و ترقی را طی کنند. این افراد با کار بیشتر و فروکاستن از نیاز های طبیعی خود و اطرافیان شان سعی در جمع آوری بیشتر پول دارند تا شاید در آینده ای که چندان هم نزدیک نیست و بعضا هیچ وقت هم نمی رسد، بتوانند اندکی وضع زندگی خود را بهتر کنند. اما تجربه ی واقعی نشان داده است که اکثرا در این راه موفق نیستند.
دسته ی دوم افرادی هستند که کاملا از هر نوع تغییری در شرایط کار و زندگی کنونی شان نا امید گشته اند و آن قدر فشار این وضعیت نا مطلوب بر شانه های شان وارد آمده است که بدون هیچ افق خاصی در آینده زندگی شان تنها به حفظ همین شرایط بد دل بسته اند و مثل ماشین های بی جان و روح تنها به کار کردن و تحلیل دادن قوای جسمی شان می پردازند . آنان برای زندگی کار نمی کنند بلکه برای کار زندگی می کنند. البته این جمع وسیع نا امیدان را می توان به جمعیتی امیدوار به تغییر تبدیل کرد. این امر در روند مبارزه ی متشکل کارگران محقق خواهد شد.
دسته سومی از کارگران نیز وجود دارند که با وقوف به این امر که شرایط کنونی کار و زندگی شان نا مطلوب و بد است به مبارزات فردی و اعتراضات پراکنده می پردازند.این عده از کارگران نسبت به دو گروه قبلی دارای سطح آگاهی مبارزاتی بالاتری است و ضرورت تغییر این وضع بد زندگی و محیط های کارش را درک کرده است. اما چون به صورت فردی و پراکنده دست به اعتراض به این وضعیت بد می زنند در اکثر مواقع قدرتشان پاسخ گوی زورگویی و ابزار های رنگارنگ صاحبان سرمایه نمی شود. در ضمن حاکمیت حامی سرمایه دار را نیز در مقابل خود می بیند. در نتیجه دربیشتر مواقع خواست های به حق اش نادیده گرفته می شود و اعتراض او سرکوب می گردد. در نتیجه اغلب بعد از چند دور اعتراض و سرکوب، سرخورده وناامید می شود. اما این گروه از کارگران اگر بتوانند نیروی اعتراضی خود را متشکل و هدایت شده بکند به طور قطع هیچ قدری نمی تواند جلوی خواست های به حق آنان بایستد.
اما دسته ی آخر که در این مطلب به آنان می پردازیم کارگرانی هستند که بینش و آگاهی مطلوبی نسبت به شرایط دارند. یعنی علاوه بر این که درک کرده اند که شرایط موجود حاکم در روابط کاری و تمام شئون زندگی شان بد و دون شان انسانی است و باید به آن ها فعالانه اعتراض کرد و برای تغییرشان تلاش نمود. این موضوع را هم می دانند که تنها با نیروی جمعی و متشکل کارگران تغییر و بهتر شدن محقق می گردد.
در این جا است که ضرورت تشکل کارگری بهتر درک می شود. واقعیت زندگی و کار تمامی کارگران این نکته را هر روز به آنان گوشزد می کند که صاحبان سرمایه و ابزار های تولید با تمام اختلافاتی که در ظاهر تنها به خاطر منطق سود و سرمایه و بازار آزاد و رقابت بین سرمایه داران بین شان وجود دارد اما در یک موضوع با هم متحد هستند و آن استثمار و بهره کشی هر چه بیشتر از نیروی کار است. در پشت سر آنان دستگاه عریض و طویل دولت و حاکمیت حامی سرمایه دار وجود دارد که با تبلیغات بی امان رسانه ای، ملی و قومی و مذهبی و... سعی در فریب کارگران دارد. همچنین نیروی عریان سرکوب گر به وسیله سرمایه داران و دولت حامی آنان در خدمت گرفته می شود تا در مواقع اوج گیری اعتراضات و مبارزات کارگران به سرکوب خشونت آمیز آنان بپردازد.
در این وضع ضد کارگری و غیر انسانی ، کارگران برای دفاع از خود و حقوق شان و بهتر کردن شرایط زندگی خود هیچ ابزار اعمال قدرتی جز نیروی خود ندارند. این نیروی کارگران نیز در عمل متحدانه و آگاهانه شان تبلور می یابد.
در این تشکل به عنوان یک ابزار و ظرف برای جمع آوری همین نیروی متحدانه و آگاهانه کارگران است. کارگران در تشکل دور یک دیگر جمع می شوند. با هم فکری و همراهی یکدیگر می توانند تحلیل بهتر و جامع تری از وضع زندگی شان بدهند. خواست های به حق خود را تنظیم می کندو برای رسیدن به آن ها راه کار های متناسب با این خواست ها و توازن قوا بین نیروی کار و نیروی سرمایه را می سنجند. در واقع تشکل را می توان به خاکریزی تشبیه کرد که کارگران برای جلو گیری از تعرض سرمایه داری لجام گسیخته به زندگی شان آن را پی می ریزند. تشکل ابزاری قوی و توانمند برای ساختن یک زندگی بهتر و جهانی انسانی تر است.
تشکل کارگری به هر شکل اش یک گام رو به جلو برای کارگران است چون تنها جمع عددی نیروی تک تک کارگران متشکل شده در آن نیست بلکه فراتر از آن است. که نیروی عظیمی را برای مقابله با سرمایه داران و ابزار های سرکوب آنان را فراهم می آورد.
در شرایط کنونی جامعه ی ایران که هر روزه شاهد تعرض گسترده و وحشیانه ی سرمایه داران و دولت حامی آن هستیم. در شرایطی که هیچ راهی برای موفقیت فردی نمی ماند و در ضمن اعتراضات پراکنده و منفرد کارگران هر روز به صورت وحشیانه ای سرکوب می شود. موج بزرگی از نا امیدی کارگران را در برگرفته است. در این وضعیت نه چندان خوب ضرورت ایجاد تشکل کارگری به هر نام و شکلی بیشتر احساس می شود. تا به وسیله این ابزار متحد کننده نیروی اعتراضی کارگران را از پراکندگی نجات داد و هدایتش کرد تا زودتر به خواست های شان برسند و هم چنین دوباره امید به زندگی بهتر را به درون کارگران نا امید تزریق کرد. تا در آینده همین نیروی متحد طبقه کارگر بتواند برای ایجاد جهانی انسانی و عاری از هرگونه تبعیض تشکل مطلوب تر و عالی تر خود را بسازد.
شماره ی دوم نشریه ی کارگر منتشر شد
هیوا سرمدی
پویان نجفی
اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار در مصاحبه با جعفر عظیم زاده
رحمت کریمی
گزارش خبری- تحلیلی مردادماه جنبش کارگری
اختصاصی وبلاگ و نشریه ی کارگر
در کارزار جهانی برای آزادی اسالو و صالحی روی داد
همبستگی جهانی طبقه کارگر
پويان نجفی
1- ”کارگران جهان متحد شوید” مانیفست با این جمله به پایان می رسد اما درست از همین جا است که فصل جدیدی از مبارزه طبقه کارگر در سرتاسر جهان برای نقد بی امان شرایط موجود برای نفی و فراروی از جامعه ی مبتنی بر سازو کار سرمایه داری و رسیدن به یک جامعه ی رها و انسانی تر آغاز می شود. جامعه ای که ساختن آن دقیقا منوط بر اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران در سرتاسر جهان ورای ملیت، نژاد، قومیت، زبان، مذهب و جنسیت شان است. در این مبارزه بی امان کارگران میهن ندارند چون سرمایه و استثمار ناشی از آن نیز میهن ندارد. نظام سرمایه داری که عامل فلاکت طبقه کارگر جهانی است جز سود مرزی نمی شناسد پس مبارزه کارگران بر ضد این نظم دهشتناک نیز جز منافع طبقاتی تمامی کارگران جهان مرزی برای خود نمی شناسد.
2- محمود صالحی و منصور اسالو به عنوان دو انسان و دو کارگری که در راه رسیدن به یک جهان انسانی تر و بهتر که در آن نان و صلح و آزادی برای تک تک انسان ها محقق شود تلاش می کردند اکنون به وسیله ی نمایندگان خلف سرمایه داری جهانی در ایران به زندان افکنده شده اند. در این شرایط با توجه به آن که منطقه خاورمیانه و از جمله ایران به یکی از حساس ترین نقاط برای دست اندازی سرمایه جهانی از یک طرف و همچنین عارضه ها و پیامد های طبیعی این رشد سرمایه دارانه که در اشکال مختلف ارتجاعی اش از جمله اسلام سیاسی تبلور پیدا می کند تبدیل گشته است می توان گفت به یکی از صحنه های جدی و نقاط کلیدی برای مبارزه جهانی طبقاتی بدل شده است. در این موقعیت اتحاد طبقاتی کارگران جهان برای آزاد کردن این دو کارگر مبارز اهمیت صد چندان پیدا می کند. زیرا امید به رهایی انسان از بند نظم سرمایه دارانه در اشکال مختلف اش تنها بستگی به مبارزه متحد طبقه کارگر در مناطق مختلف جهان و همبستگی دیگر کارگران با آن ها دارد. در خاورمیانه و به خصوص ایران این امر ضرورتی بیش از گذشته دارد.
3- با این اوصاف و با توجه به شرایط کنونی مبارزه طبقاتی در جامعه ی ایران و با توجه به آن که متاسفانه طی دهه های اخیر عقب نشینی وسیعی از طریق سرکوب خونین توسط نمایندگان سرمایه داری جهانی به کارگران ایران تحمیل گشته است ”تشکل یابی طبقه کارگر“ به عنوان ضروری ترین ابزار کارگران برای رسیدن به خواسته های خودشان مطرح است. صالحی و اسالو نیز به جرم متحد کردن کارگران در محل کار و زندگی شان حول تشکل های مستقل کارگری (حال به هر شکل و عنوانی) به وسیله ی حاکمیت سرمایه داری که رنگ و لعاب بومی (ملی و اسلامی) بر خود دارد به زندان افتاده اند و تلاش برای آزادی این دو تن می تواند تبدیل به نمادی از تلاش برای متحد کردن طبقه کارگر و ساختن تشکل های مستقل آنان در اشکال گوناگونش باشد که این امر نه تنها به نفع کارگران ساکن در جغرافیای سیاسی به نام ایران که به نفع کل کارگران و مردم خاورمیانه و حتی جهان می باشد. چون نشان دهنده ی آن است که برای مقابله با موج روز افزون تعرض سرمایه داری جهانی به زندگی انسان ها در این منطقه و کل جهان علاوه بر آلترناتیو های ارتجاعی از جنس اسلام سیاسی که در تحلیل نهایی چیزی جز پسمانده های سرمایه ی جهانی که انگل وار به آن چسبیده اند و تنها منافع بخشی از سرمایه داران را تامین می کنند نیستند ، می توان به آلترناتیو های انسانی که طبقه کارگر نوید دهنده ی آن است امید بست.
4- حرکت 18 مرداد با تمام کمی ها و کاستی هایش نشان داد که اتحاد جهانی طبقه کارگر یگانه راه رهایی انسان هاست. نشان داد که در خاورمیانه و ایران طبقه کارگر با وجود تمام سرکوب های خونین و شکست های دهشتناک تحمیلی در چند دهه اخیر همچنان زنده است و به مبارزه ی خود ادامه می دهد. همبستگی کارگران جهان در شهر های مختلف استرالیا، آسیا،اروپا،کاناداو امریکا و....با اسالو و صالحی نشان دهنده ی آن بود که می توان به همبستگی جهانی کارگران امید داشت . هر چند که هنوز راه زیادی در پیش داریم. هر چند هنوز حلقه های این زنجیر همبسته محکم نگردیده است هر چند در خود ایران به خاطر شرایط سرکوب حمایت از این حرکت در تهران میسر نشد و منجر به بازداشت چندین تن از فعالان کارگری شد و تنها به یک گل گشت خارج از شهر محدود ماند و در کردستان محل کار و زندگی محمود صالحی نیز به خاطر شرایط میلیتاریزه شده آن جا تنها در شهر کامیاران حرکت و تظاهراتی صورت گرفت و ده ها اما و اگر دیگر! با تمام این وجود اکنون صدای کارگران ایران و نمایندگان این کارگران یعنی اسالو و صالحی تبدیل به صدا و نمادی جهانی گشته اند و در مرزهای تحمیلی سرمایه محدود نمانده اند.
در کارزار برای رهایی اسالو و صالحی کارگران جهان نشان دادند که با عمل آگاهانه ی جمعی خویش می توانند نوید دهنده ی ساختن جهانی انسانی باشند آن هم تنها متکی بر نیروی متحد طبقاتی خود وگرنه نه تنها در ایران و خاورمیانه، بلکه بیم ان می رود در کل جهان بربریت ارتجاعی و سرمایه دارانه حاکم گردد.
در ابتدای قرن 21 است که ما ندای رزا لوگزامبورگ را که در ابتدای قرن 20 فریاد می زد ”یا سوسیالیسم یا بربریت“ را رسا تر از گذشته می شنویم و فریاد خواهیم زد تنها سوسیالیسم!
در شماره دوم نشریه کارگر منتشر شد.